جلسه کانون شعر امروز در تاریخ 4/9/86 ساعت 30/16 با حضور 21 نفر از اعضا در محل خانه هنرمندان برگزار گردید . در این جلسه دو شعر از بیژن الهی مورد نقد قرار گرفت . ابتدا اعضا با اشاره ای به دوره های کاری شعر الهی و ترجمه های وی از شاعران مختلف به طرح مباحث حجم گرایی ، حرکت ذهنی حجم ، دید حجمی ، فاصله های ذهنی ، نگرش سه بعدی و نمود شناسی شعر حجم و مصداق آن در شعرهای بیژن الهی پرداختند . به گفته ی اعضا بیژن الهی در شعرهای « شرم در نور است» و « یک فلس من به زیر صلیب افتاده است » اتفاقات شعری خود را در سطر محقق کرده و از ترکیب تصاویر حجمی خود در بندها و سطرهای مختلف شعر ، به تصویری واحد دست یافته است . استفاده از ویرگول های آخر سطر در شعر « شرم در نور است »نوع تقطیع شاعر در این شعر ، فاصله گذاری های سطری او و تکرار « دراز» و « هیچ نه » در سطر « ... انگشتر ازدواج میان بیابانی دراز ، دراز ، و دیگر هیچ نه ، هیچ نه ... » از دیگر موارد مورد بحث در این جلسه بود . همچنین ارتباط عناصر شعری بیژن الهی ، روابط جانشینی ها و تکثی تصاویر ص، ارتباط مکعب شده المان ها و پیروی از موسیقی تلاطم –سکون به طور ویژه مورد بحث قرار گرفت . در ادامه این جلسه دو شعر از علیرضا وهّاب علی از شاعران پیشکسوت جنوبی و از اعضای کانون شعر امروز نقد شد . تصاویر شاعر در این شعر ، زبان شاخص وهّاب علی در شعر « امتداد حیات » ترکیب سازی او با استفده صحیح از روابط هم نشینی و این همانی عمده ترین مباحث مطرح شده در خصوص این شعرها بود . « ... شاید شعر بهانه ای است مشروط / تا واژه ها معصوم بچرخاند و شاعران در خاموشی / خواب جاودانه شان بی تعبیر نماند / این گناه طولانی ، که پرسش همیشگی است نه ، من نمی توانم از تو به گرگ عکس بگیرم ... » از قسمت های برجسته شعر « امتداد حیات » است .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
در جلسه مورخ ۲/۱۰/۱۳۸۶ مجموعه شعرهای "علی باباچاهی " مورد نقد و بازنگری قرار می گیرد . جلسه در ساعت ۵/۴ بعدازظهر در محل خانه هنرمندان اصفهان برگزار می گردد .
در این جلسه مجموعه آثار و کتابهای "علی باباچاهی " با حضور شاعران و منتقدان مورد بررسی و بازبینی قرار می گیرد که در بخش دوم جلسه یکی از شعر های این شاعر به بوته نقد کشیده می شود .
کانون آفرینش شعر امروز اصفهان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
اگر دانه بمیرد مرا نکاوید مرا بکارید من اکنون بذری درستکار گشته ام مرا بر الوارهای نور ببندید از انگشتانم برای کودکان مداد رنگی بسازید گوش هایم را بگذارید تال در میان گلبرگ های صدا پاسداری کند چشمانم را گل میخ کنید و بر هر دیواری که در انتظار یادگاری کودکی است بیاویزید در سینه ام بذر مهر بپاشید تا کودکان خسته از الفبا ، در مرغزارهایم بازی کنند مرا نکاوید واژه بودم زنجیر کلمات گشته ام سخنی نوشتم که دیگران با آرامش بخوانند من اکنون بذری درستکار گشته ام مرا بکارید در زمینی استوار جایم دهید نه در جنگلی که در زیر سایه درختان معیوب باشم جای من در کنار پنجره هاست . احمدرضا احمدی ( روزنامه ی شیشه ای) در جلسه یکشنبه ۲۵/۹/۱۳۸۶ در بخش اول خوانش مقاله "موج نو " و در بخش دوم شعری از مجموعه شعرهای احمد رضا احمدی "روزنامه شیشه ای " مورد نقد و بازبینی قرار می گیرد . جلسه در ساعت ۵/۴ بعد از ظهر در خانه هنرمندان اصفهان به همراه جمعی از شاعران و منتقدان برگزار می گردد . یاد آوری مینماییم که نشریه ادبی "دال" از شاعران و منتقدانی که مایلند آثارشان (شعر داستان مقاله ترجمه ) را در این نشریه چاپ کنند دعوت می نماید که آثار خود را به مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری استان اصفهان (تالار سعدی ) و یا به خانه هنرمندان واقع در پارک ایثارگران ارسال نمایند . کانون آفرینش شعر استان اصفهان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
برنامه جلسات کانون شعر امروز در ماه دی یکشنبه 2 دی ماه نقد و بررسی شعری از " علی بابا چاهی " یکشنبه 9 دی ماه خوانش و بررسی مجموعه شعرهای " ناظم حکمت " یکشنبه 16 دی ماه نقد و بررسی مجموعه شعرهای "ارحان ولی کانیک " نقد شعری از اعضا یکشنبه 23 دی ماه نقد وبررسی مجموعه شعرهای " احمد عارف " نقد شعری از اعضا یکشنبه 27 دی ماه شب شعر جلسات هفتگی یکشنبه ها ساعت 30/4 بعد از ظهر در خانه هنرمندان وجلسات شب شعر پنج شنبه ی آخر هر ماه ساعت 5 عصر در دانشگاه سوره برگزار می گردد .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
در جلسه یکشنبه ۱۸/۹/۱۳۸۶ ساعت ۵/۴ در خانه هنرمندان اصفهان مجموعه "اشراقها" از شاعر معروف فرانسه (قرن ۱۹) آرتور رمبو از سری ترجمه های بیژن الهی مورد و نقد و بازبینی قرار می گیرد . لذا به همین مناسبت از جناب آقای" کیوان طهماسبیان "( شاعر و مترجم ) دعوت نموده ایم تا در این جلسه حضور به هم رسانند .
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
معماری کلمه (نگاهی به ...به ... به ...اسپاسمانتاليسم) بسامد زبان در حول محورهای دورانی(؟) تصوير ، وقتی به جای سطر فضای معلق نگاه شکل می گيرد بازنمايي از به چالش کشيدن عقل می تواند باشد. ( نه؟) "عشق کلمه ای بر آ ب همه چيز در اين جهان پا در رکاب ليلا به شاخ آهو بسته (بهرام اردبيلي) در تکاپوی حرکتهای پس از نيما و رشد زبانی شعر در جايگاه تعامدهای تصاوير جنبش "سپيد " که از هارمونی درونی موسيقايی بر می آمد شکل تازه ای به خود گرفت. و در پی آن تلاشهای ژانر شکنانه ای جهت به سخره گرفتن بنا های پيش از خود به وجود آمد.از نيما ی بزرگ گرفته تا تندر کيای متعادل تر و هوشنگ ايرانی که با چنان جراتی بر " کلنگ نيما"تاخت که در مقاله ای نصرت رحمانی ، هوشنگ ايرانی و جيغ بنفش را به عنوان پلاکارد شعر نو ناميد .در پی آمد اين جنبش های بن افکنانه ( به مفهوم دکانسترکشن و نه آنارشيستی که در آنارشيستی ساختی ديده نمی شود ) در اواخر دهه ی 40 و اوايل دهه 50 نوعی نياز زبانی در ايجاد فضای شعر حس شد. احمد رضا احمدی در دهه 40 با موج نو و دکتر يدالله رويايی با شعر حجم ( اسپاسمانتاليسم) در پی شکستن و نو آوری های تازه ای بر آمدند.شعر حجم از آنجايی آغاز شد که گروهی از شاعران در پی يافتن تصاوير در زبانی و زمانمند نبودند و حس غايت تصوير در فاصله ها شکل می گرفت. تصاوير ی که برای ارائه خود چاره ای جز پشت پا زدن به عنصر معنامندی کلاسيک نداشتند.. برای رسيدن به اين وجه در شعر نياز به رسيدن به لايه های درونی تر اشيا احساس می شد..نگاهی که از بطن هر تصوير ساختگی ايجاد می شد و تغيير موضع از پيش ساخته را پيش می آورد. وقتی که خنجر چابک قربانی می خواهد از آستان صدف پرتاب می شوم و می افتم (يدالله رويايي) همه چيز در يک فاصله اتفاق ( شکل )می افتد.در يک تناسب هندسی گاهی نا متناسب به خود فضا می دهد، حس هويت می بخشد. تصوير بعد می پذيرد و تناسب های تازه در دايره واژگانی به خود می دهند و جهان و معرفت را با نگاهی تازه و تغيير حس اپيستمی رويت می کند. باز بی آفتاب/باز بی تاب روی بی سايه سياه و باز داده به حباب آمده اين ديگر چشم بدار / بی شک و راست بپای/ اين تنها مانده را (پرويز اسلامپور) *** ويا با دگمه های ادامه با دگمه های عريانی معماری تن تو تاريخ انحناست (هوشنگ صهبا.) .دوست شاعرم ،علی مومنی، در جايی می گفت:" وقتی که سيب افتاد نيوتن جاذبه را کشف کرد و شاعر فاصله را[فضا و حجم بين سيب و زمين را] .در زمانی که کلام از گفتن باز می ماند و برای بيان مقاصد نهايی خود به هر کوششی دست می زند ، شاعر شعر حجم از خود می پرد بيرون و به حجم های بسيار وسيع تری دست می يابد.با سرعت بسيار بالايی تصاوير را می پيمايد و بين آنها خط فاصله می گذارد. در دايره های بی حصار اينک آوای دهان ها و هواهايی دلتنگ رشدم می دارد تا بالم آزادی بال را همانجايی بگذارد که زندانی کوچه های خون از ته چاه با تکه ای از هميشه آبی به رشد خود وعده آبی می داد (يدالله رويايي) مانند هر حرکت و جنبش ديگر ، اين حرکت ادبی هم بی سر و صدا نبود و مقالات بسياری عليه آن نوشته شد.از جمله آنها می توان به مقاله عبدالعلی دستغيب ،طاهره صفار زاده و محمد حقوقی اشاره کرد.(البته بيشتر بحث آنها پيرامون موج نو بود). شعر حجم از يک بستر سازی زبانی جهت ساخت اشيا ذهنی تازه در نوعی آشنا زدايی ،بدون توجه به جريان سيال ذهن شکل گرفت.جريانی که در آن حرکتهای دورانی در يک کليت شعر مطرح می شد و نه در يک سطر شعر.از نمونه های بسيار بارز اين شعر می توان به "شقيقه سرخ ليلی " پرويز اسلامپور و " به هم پيوستن تارهايی برای آنکه آواز بخوانی " بهرام اردبيلی اشاره داشت.شعر حجم محصول کافه نشينی ها و مجالس خصوصی گروهی هنرمند بود که در مانيفست خود اشاره اجمالی به آن کردندکه شعر حجم محدود به زمان ،مکان و هنر خاصی نيست.در بين اين گروه ما به نمايشنامه نويس ،بازيگر ،نويسنده،معمار ، نقاش و قصه نويس بر می خوريم.از آثار بسيار مهم که پيرامون شعر حجم در آن زمان چاپ شد می توان به " از سکوی سرخ"،"هلاک عقل به وقت انديشيدن"و " شعر ديگر 1و2 " اشاره کرد.بعداز گذشت مدتی اين شعر توانست جای خود را باز کند . نگاه ديگر شورش عليه محور های درونی انسان و فضاهای باز انسان شناختی بود.انسان از درون نگريسته می شد و خواسته های تنی اش در ارتباط با محور های غنايی شعر شکل می گرفت : عشق در قبيله من خنکای برف است و شعور ضمنی آب . هفت دروازه آسمان از آن هفت پيکر ناظم من اگر کفنی داشتم نگاه به ليلی می کردم و می مردم (بهرام اردبيلی) که نوعی از دست رفتگی جوانب انسانی در نگاهی حجم گونه را مطرح می کرد.فضايی که در عين لطافت از بر خورداری شکست های انديشه خبر می داد و انسان را در باز نمايی مطلوب در چهار راه های تفکر نگاه می داشت.همچنين حس گمگشتگی ها ی اجتماعی در باطن اين خط فاصله ها رخ می داد. از ابرها آن تکه که تويی نخواهد باريد (هوشنگ چالنگی) و يا در لحظه خاکستر ابر ی قفس جهانی ام را می گريد و قتی که رفتار بلند آب شکل قفس است و قتی که مرگ شکل آزادی است در لحظه خاکستر (يدالله رويايي) و يا من جز درد دندان همه چیز را تحمل کرده ام ( بهرام اردبيلی) ويا گوهران يمانی لبريزند اما بالين نور کجاست ؟ پله های بدخش ليز تر است و _ ببر مسلم می غرد . (بيژن الهی) ازدرون نگاه کردن و بهم ريختن تصاوير ذهنی در ابعادی تازه پيرامون مرگ و تا حد ی رسيدن، که تنهايی محصول يک بعد جهان می شودو فضا اشغال می کند.ديگر فراری از مردن و. حس تنهايی به معنای عدم حضور نيست. بی هيچ گناه جهان در کسی تنهاست و پرندگان سپيده هم نشينان يکديگرند (محمود مومنی) و حس نا اميدی و از دست دادگی جزيی از نيستي قلمداد نمی شود بلکه جسم می گيرد . لمس می شود و حضورش قاطع و ديداری است. در حقيقت در يک پرانتز باز ترسيم دوباره می شود و امکان رويارويی شناختی به مخاطب می دهد،اجازه جا باز کردن در يک SPACE (فضا) می دهد و هيچ گونه رهايی را نمی پذيرد.بلکه در موقعيت تازه انداختن همراه با دگر انديشی، حافظه تاريخی را به دست می گيرند: اگر آبی درختی بود دريا سبز می گرديد (علی مومنی) ويا نمک از چهار جهت نمک از همه ابعاد و اينگونه است که موسيقی نمک کوير را ديوانه می کند (پرويز اسلامپور) شعر حجم اجازه دوباره زنده شدن تاريخ ذهنی را به مخاطب می دهد و نقش عرفانی ،ديگر جای آرکاييک وار ندارد و حس سورئال از ذهن شعر دورتر می ماند و جريان سيال ذهنی و شرطی شدگی نگاه به بازی داده می شود. وقتی که استخوانها ترکيب آخرين رمز تنفر بودند تو از سلوک مرگ گذشتی و ساقهای هلهله در ميدان از ترکيب افتاد (يدالله رويايی) و يا در شب خسته از بی گناهی نگاه کن زه کمانه ماه چه تماشايی است (محمود شجاعی)
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
معصومه مهدیون متولد ۱۳۵۸ صادره از تهران از سال ۱۳۷۷ فعالیت ادبی خود را در زمینه شعر به طور جدی آغاز نموده اند . سبک شعری ایشان بیشتر به صورت آزاد است . همچنین این شاعر در جشنواره دانشجویی شعر و داستان استان اصفهان مقام سوم را کسب کرده اند. هم اینک ایشان یکی از اعضای کانون آفرینش شعر امروز می باشند که شعر ایشان در جلسه یکشنبه ۱۱/۹/۱۳۸۶ در خانه هنرمندان اصهان مورد نقد و بررسی قرار گرفت .
نزديك مي شوم كنارم كه مي نشيني چشمانم از اتاق بيرون مي زند گم مي شود ميان تكه هاي كاغذي ات ساايه اي زير انگشتانت فرو مي رود بي رنگ مي شوي چشم هایت ، نيمه باز، ازانگشتانت بيرون مي زند طوفان مي شود در اندامت راه راه از ميان حفره هاي تو در تو پراكنده مي شوم ميان كاغذ ها همه چيز پچ پچ مي كنند در بــاد معصومه مهدیون ۲۶/۶/۱۳۸۶
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
علیرضا وهابعلی متولد ۱۳۳۶ صادره از اهواز ۳۲ الی ۳۳ سال است که فعالیتهای ادبی ایشان در زمینه سرایش شعر و نقد ادامه دارد . ایشان در حال حاضر یکی از اعضای کانون آفرینش شعر امروز می باشد که نشست های هفتگی این کانون یکشنبه ها راس ساعت ۵/۴ در خانه هنرمندان اصفهان برگزار می گردد.
در جلسه یکشنبه ۴/۹/۱۳۸۶ شعری از ایشان که در زیر آمده مورد نقد و بررسی قرار گرفت : "شكوه تبسم" بسيار به گفتگو نشسته ايم اما آن كلام شفا دهنده به لكنتي عجين در شرم سكوت تنيده بر جراحت خويش آسوده باش قناري بي منقار كه زخم تاج اميران تازه مي كند ترانه را در خواب رسولان با نقش گلويت ابتدا تو بودي حالا منم ايستاده روبروي پلنگ پير سايه لرزانم را غرق ماه مي بينم. عليرضا وهاب علي 7/11/80
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
لیست شاعرانی که در آذر ماه متولد شده اند :
|
بیژن جلالی |
1/9/1306 تهران 24/10/1378تهران |
شاعر |
روزها،دل ما و جهان،رنگ آبها،آب و آفتاب،بازی نور،روزانه ها و... |
|
خلیل ذکاوت |
1/9/1350لامرد |
شاعر |
فصل شروع کبوتر،گزیده ادبیات معاصر،...اما دلم نیامد و ... |
|
فرامرز سه دهی |
2/9/1341بهبهان |
شاعر |
امسال هم نیامده رفتی،سر بر شانه ام بگذار، خاتون بعد از من و ... |
|
شیون فومنی |
3/9/1325فومن 23/6/1377تهران |
شاعر |
پیش پای مرگ،یک آسمان پرواز،از تو برای تو،رودخانه بهار |
|
ناهید کبیری |
3/9/1335کرمانشاه |
شاعر |
یلدا،لحظه ها در بادفآرزوهای پاییزی،غروبی ها،در ستایش خورشید،دلخوشی های پراکنده و... |
|
سایر محمدی |
5/9/1326بابلسر |
شاعر و روزنامه نگار |
ترانه های تمشک و باران،دختران پرتغال چین و ... |
|
منصور اوجی |
9/9/1316شیراز |
شاعر |
باغ شب،شهر خسته،خواب و درخت،تنهایی زمین،این سوسن است که می خواند،صدای همیشه و ... |
|
هادی مهری خوانساری |
11/9/1355ازنا |
شاعر |
گزیده ادبیات معاصر(145)،کلاویای شکسته |
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
در جلسه کانون شعر امروز یکشنبه ۱۱/۹/۸۶ در بخش اول جلسه مجموعه شعرهای پرویز اسلامپور در خانه هنرمندان نقد و بررسی می گردد و در بخش دوم شعری از خانم معصومه مهدیون . دوستان می توانند برای دسترسی به مجموعه شعر های ایشان به لینک مر بوطه مراجعه نموده و در صورت تمایل مقالات و نقدهای خود را برای ما ارسال دارند .
شعر ديگر شاعران ديگر : پرويز اسلامپور اسلامپور را شايد بتوان حجمي ترين شاعر اين گروه دانست ؛ حشر و نشر دائم او با يدالله رويايي و دفاع هميشگي او از شعر حجم او را پس از رويايي به عنوان محكمترين و ثابت قدم ترين مدافع و تئوريسين شعر حجم معرفي مي كند . رويايي درباره او گفته است : » در دوره هاي مختلف شيوه هاي بياني مختلفي را تجربه مي كند و در بعضي موفق و راضي و در بعضي ديگر لجوج و جستجوگر پيش مي رود . « خود پرويز اسلامپور در باب تاثيرپذيريها و دلبستگي هاي ادبي اش از مولوي ، رويايي ،فريدون رهنما و بهمن فرسي نام برده . پرويز اسلامپور خوش اقبال ترين شاعران اين گروه در چاپ كتاب بود. از او چهار كتاب شعر در دست است كه نگارنده دو تاي آنها را در اختيار دارد . عناوين اين چهار كتاب به قرار زير است : » وصلت در منحني سوم «1346 تهران » نمك و حركت وريد « 1347 تهران » سطح شبح در سفر پاك 1349 » پس حس خداوند نجاتم مي دهد « 1349 تهران
ذائقه ي كوفته ي كوير زير سم ماه اينك چه شوكتي از سنگر هنگام كه دشت روياي نمك را / در فك نعنا خرد مي كند ذائقه ي خوابزده ي گوزن كه تا ظهر باطل سم مي كشد – (از نمك و حركت وريد بي شماره صفحه ) تخيل اسلامپور ، تخيل منحصربه فردي بود و تاثير كار او را مي توان بر اشعار هوشنگ صهبا (انسان شيشه اي) و احمدرضا چه كه ني ( نفس زير لختگي )مشاهده كرد . هرچند آنها تاثير اسلامپور را در شعرشان تبديل به تصنع كردند و به مهارت تكنيكي و قدرت بياني او هم دست نيافتند . يكي از مهمترين ويژگي هاي مضموني شعر اسلامپور كه او را با ساير شاعران اين گروه هم رديف مي كند علاقه ي او به پرداختن به شخصيت هاي اساطيري داستان هاي شاهنامه است ( همانند بهرام اردبيلي ، هوشنگ چالنگي ، محمود شجاعي ) و الحق كه در اين زمينه شعرهايش از بقيه آنها خواندني تر است ، براي نمونه به اين شعر او توجه كنيد : چشمهاي فصل آمده از هيولاي سنگ تا فراخي ازدحام زخم – كودن – سياووش از ديارهاي طبيعي مي آيد – از ديارهاي مطهر - تا در اعماق فصلهاي جادوگر چاله هاي مستور مردگان ترديد را نبش كند . تاثير فريدون رهنما بر شش شاعر اين گروه و هم بر شاعران موج نويي ديگري نظير محمدرضا اصلاني ، اميرحسين رسائل ( كه به تازگي مرحوم شد )، هوشنگ آزادي ور و …انكارناپذير است . احمد شاملو درباره رهنما گفته است : » حق رهنما بر گردن شعر معاصر فارسي ، مثل حق گمشده كريستف كلمب بر آمريكاست . « ( نقل از حافظه ) و سهم رهنما در توجه دادن و سوق دادن فكر شاعران اين گروه به اساطير كهن ايراني و اشعار شاعران كهن خاصه شاهنامه فردوسي انكارناپذير است . رهنما خود از شيفتگان فردوصسي و شاهنامه بود . يكي از تجربيات پرويز اسلامپور شعر سرودن دو نفره ( همراه با يك شاعر ديگر) بود . كه از آن ميان دو نمونه با يدالله رويايي و بيژن الهي در دست است . به اين شعر كه دستكار پرويز اسلامپور با يدالله رويايي است ، توجه كنيد : مي پرد با پر پوست گوشت ، برهنه حرمت گوشت را مي گوئي وقتي كه با تني از پر عزيمت پوستم را پرواز مي دهي . ( لبريخته 52 ) اسلامپور علاقه وافري هم به نمايشنامه نويسي داشت و از بهمن فرسي به عنوان يكي از كساني كه به او دلبستگي دارد ، نام برده بود . و در آخر كتاب » وصلت در منحني سوم « تبليغ نمايشنامه » شعري در سه پرده « آگهي شد كه البته روي چاپ نديد . همانگونه كه در ابتداي اين مقال گفتيم ، اسلامپور را بايد بعد از رويايي پي گيرترين و سر سخت ترين مدافع شعر حجم به شمار آورد . هرچند حرفها و گفتگوهايش در اين باره با رويايي تا حدي مبهم بود و زبان رويايي در نقد و تشريح تئوري هاي اين گروه ، با همه ي غموض دربرابر زبان نقد اسلامپور ساده و روان به نظر مي رسيد . به عنوان مثال اسلامپور در بيانيه ي شعر حجم مي نويسد : ● » حجم سكوي پرتاب است ، و ظرفيت پرتاب هاي دور جهان هاي ناپيداي شعر .« ● » پرش از حجم ، روحانيت افتادن است ، و حجم فضاي اين روحانيت . به مثابه آن نيروي جادويي ايماني است كه پرش هاي سفينه هاي دورپرواز را در اراده ي خداوندي مي آورد .« ( بررسي كتاب ، شماره ي 4 ) كه در واقع كلامي خودبسنده است و حالت تبليغي آن بيشتر از حالت روشنگرانه يا القايي آن است .
حجم از نظر پرویز اسلامپور: ◄ حجم سکوی پرتاب است، و ظرفیت دور جهانهای ناپیدای شعر. ◄ پرش از حجم، روحانیت ِافتادن است. و حجم فضای این روحانیت. به مثابهی آن نیروی ایمانی است که پرش سفینههای دور پرواز را در ارادهی خداوندی میآورد. سطح شبح در سفر پاک از پر خفاش که حلقهیی برگیری از آنچه زاویهی خاک را از فضا میکاهد و تازهتر که بگویم ، ، حس ِ پو ست خشکیدهست تا اشا رهیی معنایی را در برگیرد انگشت را به خود که بگیرد ، از کجا این همه بی خبر میچرخد آنگاه که مینگرد و تنها خود را مییابد ، پس می ماند در خود میایستد
(به نقل از مجلهی " بررسی کتاب" ویژهی شعر حجم)
نشریه انتشارات مروارید، زمستان۱۳۴۹
اینجا نشستهتر از سایهتی
استخوان یک کولی کودکانه در قبری بلرزد
از حس یک زاویه تنگتر
،
و آنجا
جسد لخت میشود و از لبخند جدا میافتد
از صدایی که در دل میبندد
تا پاسخی دیگر دوبارهاش به خنده بیاندازد
گویی این دایره
هر چند که گرداگرد است جهان نیست
او که بلند می گوید سایه از من دورتر میافتد
سایه از او دورتر میافتد
و زیر خاک حس استخوان صدا میکند
گوشت بیقواره تصویر ندارد
مثل خونخوار
در آینه
اینجا
جسد که در خانهها پنهان میشود
ظرف را بر میدارد
صدایی نا زک کشیده میشود
و انگشت جسد می شکند
،
معنیی اسکلت ِ این کوژرا
که از خاک بر می خیزد
و در آینه میایستد
اشاره تنها بر خود جا یز میکند
واین نهایت تواضع اوست
و آنجا بخار از شیرهای وحشتزده بر میخیزد
تور که میافتد
ما دهیی به خود میپیچد
و خود را در چنگا لهای خود میبیند
این جا دو گویی هموارهست
اینجا که شیرهای و حشتزده بر جسد های آب نشستهاند
مخرو طهی بی هستهی رو شن
،
این همه میچرخد تا
در یک جرعه بترکد
ودورتر که میشود
معنا یی دقیق مییابد آنگاه
و ایمان میآرد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
برنامه جلسات کانون شعر امروز در ماه های آبان و آذر یکشنبه 27 آبان مقاله در مورد شعر حجم نقد شعری از " بهرام اردبیلی" یکشنبه 4 آذر نقد شعری از اعضاء نقد شعری از " بیژن الهی " یکشنبه 11آذر نقد شعری از " مجموعه اشراقها "ترجمه بیژن الهی یکشنبه 18آذر نقد شعری از " پرویز اسلامپور " نقد شعری از اعضا ء یکشنبه 25 آذر نقد شعری از " مجموعه روزنامه شیشه ای " ( احمدرضا احمدی ) پنج شنبه 29 آذر شب شعر جلسات هفتگی یکشنبه ها ساعت 30/4 بعد از ظهر در خانه هنرمندان وجلسات شب شعر پنج شنبه ی آخر هر ماه ساعت 5 عصر در دانشگاه سوره برگزار می گردد .
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
در جلسه یکشنبه ۴/۹/۸۶ مجموعه شعرهای بیژن الهی نقد و بررسی می گردد . دوستان می توانند برای دسترسی به مجموعه شعر های ایشان به لینک مر بوطه مراجعه نموده و در صورت تمایل مقالات و نقدهای خود را برای ما ارسال دارند .
حجم از نظر بیژن الهی: ◄ شعر تعقیب حقیقت است از بیراهه، و که این مذهب رابطههاست. اما با شناخت راه و رابطه است که بیراهه را میشناسی. ◄ در شعر " تشریح پیاز" می گوید: ◄ قراردادی را پذیرفتن در نپذیرفتن ِهیچ قراردادی یک حرکت عرفانی ست. و در حقیقت فضای حجم یک فضای عرفانی ست. ◄ این حرکت یک حرکت ایرانی ست، همانطور که عرفانیت، ایرانی ست. حرکت ما عرفانی در شعر است. ما در شعر عرفان می کنیم. روزی بزرگ میگذرد در روزی بزرگ، راهسپاریم، اما از فروغ 2 در روز بزرگ، تنها 3 در آخرین حنجره، من، بادبانهای بیشمار میبینم.
بی مغز، در عوض/ تو در تو/ مغز اما چیست/ جز روابط تویهها؟ /گشودن دوایر بیمرکز/ آشفتن رابطهها است./ و مد بینائی.
(به نقل از مجلهی "بررسی کتاب" ویژهی شعر حجم
نشریه انتشارات مروارید، زمستان۱۳۴۹
1
سوزنی به ما نشسته، تنها
یک سوزن!
روزی بزرگ – آرام آرام – در اصالت ما، دست میبرد
تا شانه – رفته رفته به پس رود
که تنها از دور، از دور توانائیم
در شناختن شانه خود، که همین پرندگان هوا
بر آن فرود میآیند،
و در شناختنِ دستهای خود، دستهای بریده خود،
که همین پرندگان هوا هستند.
در روزی بزرگ، به تو میرسم، به شانه تو
دست میزنم، که به پسنگری و ببینی
که نمیخندم.
آن که بیشمار سوزن خورده ست، می خندد:
تنها خورشید.
روزی بزرگ، در اصالت ما، دست میبرد
تا، سوزن سوزن، به ماش باز دهد
ما – در یک گفتگوی معمولی روزانه – بر سر خود
نا گهان خبردار میشویم
از تاجی از هوا!
پی میبریم حرکات بیخودانه دستهامان – هنگام گفتگو–
نامههائی از هوا را توشیح کرده است،
نخوانده، توشیح کرده است
شاید در یکی از نامهها، به عشق، معترف شده باشیم
یا به قتل،
و شاید از این روست که بیدلیل، دوست داشته
یا تبعید میشویم
ما که زادگاه، وطن، قلمرومان، چارپایهای کوتاه است،
در دم تبعید – کشیدن چارپایه –
در دم خفقان
بدانیم پادشاه هوائیم، پادشاه هوائیم.
و بهنگام روز، همین امروز،
صدای افتادن میوههای رسیده را
بر زمین سرد، میشنوم.
اما هنوز، لغتی به شعر نیافزودهام، که آفتاب، کاغذ را
از سایهی دستم، میپوشاند
سوزن، میدرخشد و
کج شده ست!
در آفتاب ملایم، از زیر درختان ملایمتر، از پی تابوتی بیسرپوش
روانهایم و روان بودیم
و سایه گلی، ناف مرده را
پوشانده ست.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |
سيزدهمين نشست شوراي شعر درتاريخ 12/8/86 ساعت 16:30 در محل مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري برگزار گرديد. در اين جلسه موارد زير مورد بررسي قرار گرفت: - آماده نمودن شعر سميه فتاحي براي نقد يكشنبه ( 20/8/86) - تهيه برنامه جلسات كانون شعر در ماههاي آبان و آذر - تلفن به اعضاي كانون شعر جهت شعر خواني شب شعر و آماده نمودن مقالات جهت خوانش در ان نشست. - اين جلسه ساعت 18:30 پايان پذيرفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |