تبليغاتX
کانون آفرینش شعر اصفهان

کانون آفرینش شعر اصفهان

شعر ، ادبيات و مسائل مربوطه

 

در جلسه یکشنبه ۳۰/۱۰/۱۳۸۶ مجموعه شعرهای سهراب سپهری مورد نقد و بازنگری قرار می گیرد که به طور مشخص یکی از شعرهای دهه پنجاه این شاعر (نشانی ) نقد می شود .

-          سهراب سپهری شاعر و نقاش کاشانی بود که در ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

 

 

گفتاري از فروغ فرحزاد
[ فروغ فرحزاد ]

سپهري از بخش آخر كتاب " آوار آفتاب " شروع و به شكل خيلي تازه و مسحور كننده اي هم شروع مي شود و همين طور ادامه دارد
و پيش مي رود . سپهري با همه فرق دارد . دنياي فكري و حسي او براي من جالبترين دنياهاست. او از شهر و زمان ، و مردم خاصي صحبت نمي كند ، او از انسان و زندگي حرف مي زند. و به همين دليل وسيع است. در زمينه ي وزن راه خودش را پيدا كرده. اگر تمام نيروهايش را فقط صرف شعر مي كرد ، آن وقت مي ديديد كه به كجا خواهد رسيد

نشانی


خانه دوست كجاست؟ در فلق بود كه پرسيد سوار.
آسمان مكثي كرد.
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن‌ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

نرسيده به درخت،
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است
مي‌روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در مي‌آرد،
پس به سمت گل تنهايي مي‌پيچي،
دو قدم مانده به گل،
پاي فواره جاويد اساطير زمين مي‌ماني
و تو را ترسي شفاف فرا مي‌گيرد.
در صميميت سيال فضا، خش‌خشي مي‌شنوي:
كودكي مي‌بيني
رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او مي‌پرسي
خانه دوست كجاست.

 صداي ديدار

با سبد رفتم به ميدان، صبح‌گاهي بود.
ميوه‌ها آواز مي‌خواندند.
ميوه‌ها در آفتاب آواز مي‌خواندند.
در طبق‌ها، زندگي روي كمال پوست‌ها خواب سطوح جاودان مي‌ديد.
اضطراب باغ‌ها در سايه هر ميوه روشن بود.
گاه مجهولي ميان تابش به‌ها شنا مي‌كرد.
هر اناري رنگ خود را تا زمين پارسايان گسترش مي‌داد.
بينش هم‌شهريان، افسوس،
بر محيط رونق نارنج‌ها خط مماسي بود.

من به خانه بازگشتم، مادرم پرسيد:
ميوه از ميدان خريدي هيچ؟
- ميوه‌هاي بي‌نهايت را كجا مي‌شد ميان اين سبد جا داد؟
- گفتم از ميدان بخر يك من انار خوب.
- امتحان كردم اناري را
انبساطش از كنار اين سبد سر رفت.
- به چه شد، آخر خوراك ظهر ...
- ...

ظهر از آيينه‌ها تصوير به تا دوردست زندگي مي‌رفت.

-      کانون آفرینش شعر

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


‌‌نگاهی‌ به‌ گزینه‌ اشعار علی‌ باباچاهی‌

‌‌مجتبی‌ پورمحسن‌

 علی‌ باباچاهی‌ شاعری‌ است‌ که‌ در 63 سالگی‌ همچنان‌ تجربه‌ می‌کند و یکی‌ از وجوه‌ متمایز او با هم‌ نسلانش‌ همین‌ تجربه‌گری‌ است.کتاب‌ گزینه‌ی‌ اشعار باباچاهی‌ که‌ مجموعه‌ای‌ از سیزده‌ دفتر شعر و هفت‌ شعر است، نشان‌ دهنده‌ی‌ روحیه‌ی‌ تجربه‌گرایی‌ باباچاهی‌ در شعر است.

کتاب‌ گزینه‌ی‌ اشعار علی‌ باباچاهی‌ با پیشگفتاری‌ آغاز می‌شود که‌ در واقع‌ خود زندگینامه‌ی‌ کوتاه‌ شاعر است. باباچاهی‌ در این‌ صفحات‌ سعی‌ کرده‌ شمایی‌ از زندگی‌ خود از کودکی‌ تا بزرگسالی‌ را ارایه‌ دهد.شعر امروز و همچنین‌ شعر دهه‌های‌ چهل‌ و پنجاه‌ و نسبت‌ اینها با یکدیگر بخش‌ دیگری‌ از مسایلی‌ است‌ که‌ باباچاهی‌ به‌ آنها پرداخته‌ است.او درباره‌ی‌ شعر امروز می‌نویسد:“شعر معاصر از من‌ سالاری‌ که‌ همان‌ روایت‌ خطی‌ دانای‌ کل‌ باشد، فاصله‌گیری‌ کرده‌ اما در جاهایی‌ که‌ مدعی‌ متفاوت‌ نویسی‌ و تکثرگرایی‌ و مقولاتی‌ از این‌ دست‌ است‌ از فن‌ سالاری‌ درآورده‌ است.”در بخش‌ دیگری‌ از پیشگفتار، باباچاهی‌ به‌ صورت‌ بندی‌ خود از شعر معاصر ایران‌ می‌پردازد و درباره‌ی‌ شعر پسانیمایی‌ حرف‌ می‌زند. در بخش‌ گزینه‌ی‌ اشعار نیز از کتاب‌ “در بی‌تکیه‌گاهی” دو شعر با عناوین‌ “خورشیدها و خارها”و “چه‌ باید گفت؟”آمده‌ است.شعرهای‌ مجموعه‌ اول‌ باباچاهی‌ فضایی‌ رمانتیک‌ دارد و شعرهای‌ ضعیفی‌ محسوب‌ می‌شود که‌ همسان‌ بسیاری‌ از آثار دهه‌ی‌ چهل‌ سرشار از سطرهای‌ اضافه‌ است.

من‌ از آبشخور غوکان‌ بدآواز می‌آیم‌ /و با من‌ گفت‌ و گوی‌ مرغ‌های‌ خانه‌ بر دوشی‌ ست‌ /که‌ جفت‌ خویش‌ را در شیشه‌های‌ آب‌ می‌بینند / دلم‌ ای‌ دوست‌ می‌سوزد که‌ قمری‌ها نمی‌خوانند / که‌ دخترهای‌ عاشق‌ گل‌ نمی‌چینند / ...

‌‌”خورشیدها و غارها - صفحه‌ی‌ 47”

دومین‌ مجموعه‌ شعر باباچاهی‌ که‌ در سال‌ 1349 منتشر شد از نظر فضا تفاوت‌ زیادی‌ با شعرهای‌ مجموعه‌ی‌ اول‌ او ندارد. ساختار شعرهای‌ این‌ مجموعه، تغزلی‌ است‌ و در سطرهای‌ آن‌ هر کنش‌ به‌ کنشی‌ دیگر متناظر می‌شود. در دو شعری‌ که‌ از مجموعه‌ی‌ “از نسل‌ آفتاب” آمده، وجه‌ تغزلی‌ شعرها، جنبه‌ی‌ اجتماعی‌ می‌یابد. گویا تحولات‌ اجتماعی‌ سیاسی‌ سالهای‌ دهه‌ی‌ پنجاه‌ بر شعرهای‌ شاعر تاثیر گذاشته‌ است. گفتمان‌ غالب‌ بر این‌ شعرها اومانیسم‌ و رویای‌ دیرپای‌ عدالت‌ انسانی‌ است.این‌ تصویر رویاگونه‌ در شعرهای‌ کتاب‌ “صدای‌ شن”که‌ در سال‌ 1356 منتشر شد به‌ تصاویری‌ ناامید کننده‌ تبدیل‌ می‌شود که‌ فضایی‌ سیاه‌ را ترسیم‌ نماید.

به‌ هر چه‌ دست‌ زدم‌ سنگ‌ شد /به‌ هر چه‌ تکیه‌ زدم‌ چون‌ ستون‌ کهنه‌ فرو ریخت‌ /صدای‌ غربت‌ من‌ موجی‌ از تباهی‌ و تکرار شد / و لاله‌ها همگی‌ کر شدند / صفیر من‌ نفس‌ بادها و بادیه‌ها بود / صفیر من‌ هیجان‌ شکوه‌ واره‌ی‌ امواج‌ / و گردبادی‌ از شن‌ سرخ‌ / فرو شدن‌ / همه‌ در خود فرو شدن‌ / ...

‌‌سکون‌ در آن‌ - صفحه‌ی‌ 70

شعرهای‌ دو مجموعه‌ی‌ بعدی‌ باباچاهی‌ یعنی‌ “جشن‌ جنون” و “از خاکمان‌ آفتاب‌ برمی‌آید”، تفاوت‌ چندانی‌ با شعرهای‌ قبلی‌ او ندارد.ساختار شعرهای‌ هر شش‌ کتاب‌ اول‌ باباچاهی، ساختاری‌ خطی‌ و روایی‌ است. شعرهایی‌ بیانگر که‌ بیشتر بازتاب‌ دهنده‌ی‌ احوالات‌ روحی‌ شاعر است‌ و در نهایت‌ می‌توان‌ آنها را مرثیه‌هایی‌ نامید. شاعر کوشیده‌ با استفاده‌ از فخامت‌ زبان‌ آثارش‌ را از در غلتیدن‌ به‌ قطعات‌ ادبی‌ برهاند. شعرهای‌ این‌ مجموعه‌ها اکثرا فاقد ویژگی‌های‌ ساختاری‌ قابل‌ بحث‌ است. در بررسی‌ این‌ شعرها نهایتا می‌توان‌ گفت‌ که‌ اگر در شعر “سرود بومی”: “در نیمه‌ راه‌ / هر دست‌ خنجری‌ / هر بوسه‌ تاولی‌ بود / در شعر “سوگحماسه” خنجر، گل‌ نیلوفر است: وقتی‌ که‌ خنجرت‌ گل‌ نیلوفر بود / در چهار راه‌ ظهر و مناجات‌ / درچهار راه‌ عشق‌ گلی‌ می‌شکفت‌ / از خون‌ عاشقان‌ جهان، سرخ‌تر.

هشت‌ سال‌ طول‌ کشید تا علی‌ باباچاهی، هفتمین‌ مجموعه‌اش‌ را منتشر کند. شعرهای‌ کتاب‌ “آوای‌ دریا مردان” اگر چه‌ همچنان‌ مختصات‌ ساختاری‌ شعرهای‌ پیشین‌ شاعر را حفظ‌ می‌کند اما رگه‌هایی‌ از گریز از ساختار تعزلی‌ را در آن‌ می‌توان‌ دید. شعر “اینجا دریاست” از این‌ مجموعه‌ در گزینه‌ی‌ اشعار باباچاهی‌ آمده‌ است. شاعر در این‌ شعر با استفاده‌ از دیالوگ‌ها و قصه‌ها ساختار روایتی‌ را دگرگون‌ می‌کند.اما اصرار بر بازنمایی‌ واقعیتی‌ تاریخی، شعر را به‌ اثری‌ درجه‌ی‌ دوم‌ تبدیل‌ می‌کند. در شعری‌ که‌ از گزینه‌ی‌ اشعار سال‌ 69 در این‌ کتاب‌ آمده‌ این‌ بازنمایی‌ در هیات‌ ترکیب‌های‌ اضافی‌ و وصفی‌ تجلی‌ می‌یابد.ترکیباتی‌ که‌ شعر را به‌ صورت‌ تصاویری‌ غالبا انتزاعی‌ تعریف‌ می‌کند. تصاویری‌ که‌ از نظر ساختاری‌ مبتنی‌ بر درکی‌ بیانگرانه‌ از زبان‌ است.“مکعب‌های‌ بی‌لبخند”، “خنده‌های‌ متواری” نمونه‌ای‌ از این‌ ترکیبها هستند.

اولین‌ کتابی‌ که‌ از باباچاهی‌ در دهه‌ی‌ هفتاد منتشر شد مجموعه‌ شعر “نم‌ نم‌ بارانم”بود.اما شعرهای‌ کتاب‌ “منزل‌های‌ دریا بی‌نشان‌ است” گویا قبل‌ از شعرهای‌ “نم‌ نم‌ بارانم” نوشته‌ شده‌ اما با تاخیر منتشر شده‌اند. تغییر درک‌ شاعر از نقش‌ زبان‌ در شعر در این‌ آثار مشهود است.شاعر از این‌ پس‌ سعی‌ می‌کند از کلمات‌ کار بیشتری‌ بکشد. ضمن‌ اینکه‌ ترکیبات‌ وصفی‌ و اضافی‌ در کارهای‌ او به‌ حداقل‌ می‌رسد، چنان‌ که‌ اگر هم‌ هست‌ به‌ قصد خلق‌ فضایی‌ شاعرانه‌ استفاده‌ شده‌ است: در ته‌ فنجان‌ تو/ حل‌ می‌شود / با قاشق‌ لجوج‌ چایخوری‌ / پس‌ با خیال‌ راحت‌  / شب‌ در خیال‌های‌ مه‌ آلود / چرخی‌ بزن‌ / و روز / در چترهای‌ خیس‌ / و آن‌ اتفاق‌ ساده‌ که‌ چیزی‌ ست‌ / چیزی‌ که‌ ما نمی‌شنویم‌ /...

اتفاق‌ نیفتاده‌ - صفحه‌ی‌ 123

باباچاهی‌ از کتاب‌ -“عقل‌ عذابم‌ می‌دهد”به‌ بعد شعرهایی‌ می‌نویسد که‌ عمیقا بر اساس‌ دریافت‌ زبانی‌ نوشته‌ شده‌ است. اگر در شعرهای‌ دو کتاب‌ “منزل‌های‌ دریا...” و “نم‌ نم‌ بارانم”، ایجاز و کوتاه‌ کردن‌ جمله‌ها و پیوند زدن‌ باجملاتی‌ دیگر تمهیدی‌ برای‌ ایجاد زیبایی‌ و “بازی‌ زبانی” است. در شعرهای‌ سه‌ مجموعه‌ی‌ دیگر باباچاهی، عملا شعر در فرآیند زبان‌ خلق‌ می‌شود. شعر “باران‌ می‌گویی‌ بیا” که‌ یکی‌ از بهترین‌ شعرهای‌ گزینه‌ی‌ اشعار باباچاهی‌ است، شعر چیزی‌ نیست‌ جز فراروی‌ از روایت‌ معمول‌ زبان‌ که‌ در ساختار دچار دگرگونی‌ می‌شود.در شعرهای‌ کتاب‌ “قیافه‌ام‌ که‌ خیلی‌ مشکوک‌ است” اگرچه‌ روایت‌ خطی‌ در ظاهر حفظ‌ می‌شود اما پشت‌ این‌ روایت، شاعر سعی‌ می‌کند روایت‌هایی‌ موازی‌ را پیش‌ ببرد، روایت‌هایی‌ که‌ اتفاقات‌ زبانی‌ ایجادشان‌ می‌کند. اما سه‌ کتاب‌ اخیر باباچاهی‌ علی‌ رغم‌ قوت‌هایی‌ که‌ دارد با یک‌ ضعف‌ کلی‌ مواجه‌ است.اینکه‌ ساختار شعرها به‌ دلیل‌ بعدهای‌ مشترک‌ خلق، بسیار شبیه‌ هستند. شعرها خیلی‌ جدی‌ شروع‌ می‌شوند و اتفاقات‌ بزرگ‌ را در بطن‌ ساختارزدایی‌ زبانی‌ به‌ اتفاقاتی‌ بی‌اهمیت‌ تبدیل‌ می‌کنند. از آنجایی‌ که‌ این‌ فراینداز مجرایی‌ مشخص‌ و به‌ شکلی‌ مشترک‌ انجام‌ می‌پذیرد، شعرها شبیه‌ هم‌ به‌ نظر می‌رسند.البته‌ تلاش‌ شاعر برای‌ گریز از این‌ سیستم‌ بخصوص‌ در شعرهای‌ کتاب‌ “رفته‌ بودم‌ به‌ صید نهنگ” ملموس‌ است. شعر “تعجیل‌ خروج” با این‌ دو سطر آغاز می‌شود: علی‌ باباچاهی‌ در گذشت‌ “جراید تهران” و با این‌ سطرها تمام‌ می‌شود: و تو یه‌ الف‌ بچه‌ای‌ هنوز / مگه‌ نه؟ /  یه‌ الف‌ بچه‌ / خب، که‌ چه؟: علی‌ رغم‌ این‌ ضعف‌ها، کتاب‌ گزینه‌ی‌ اشعار علی‌ باباچاهی‌ به‌ خوبی‌ اهمیت‌ حضور او را در شعر امروز نشان‌ می‌دهد. در شرایطی‌ که‌ اکثر هم‌ نسلان‌ باباچاهی‌ / الک‌ها را آویخته‌اند و به‌ تکرار شعرهای‌ بیست‌ و سی‌ سال‌ پیش‌ می‌پردازند. او همچنان‌ می‌کوشد شعرهای‌ تازه‌تری‌ بنویسد، گیرم‌ که‌ فقط‌ گاهی‌ موفق‌ باشد. این‌ شاید پاسخ‌ سوالی‌ باشد که‌ در آخرین‌ شعری‌ که‌ در کتاب‌ آمده، پرسیده‌ شده‌ است: “به‌ گرگ‌ نسبتا پیری‌ که‌ منم‌ چرا نمی‌گویند پدر بزرگ؟!

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


آمنه آزاد متولد ۱۳۶۳ دانشجوی رشته روانشناسی صنعتی٬ سازمانی می باشد که ایشان هم اکنون یکی از اعضای کانون آفرینش شعر امروز در خانه هنرمندان می باشند . از سال ۱۳۷۸ شعر را از انجمن های ارشاد و حوزه هنری شهرکرد شروع نموده اند و از سال ۱۳۸۲ شعر را به طور جدی دنبال کرده اند .

 در جلسه یکشنبه هفته قبل دو شعر  از ایشان که در زیر آمده توسط اعضاء کانون مورد نقد و بازنگری قرار گرفت .

دو شعر از آمنه آزاد

کانون آفرینش شعر امروز

 

آماده ... سه ... دو

صبر کن !

می خواهم ژست بگیرم

باید دروغ ترین خوشبختی را فیگور بگیرم

صبر کن , یادم رفت لبخند

لبخند , این ژکوند آخرم بود

                    از تمام لحظه های درد!

 

2)

دور می شوم  دور دور ...

و تو همچنان باقی خواهی ماند

در ابدیت محض آفتابی است

نزدیک می شوی ....

                  نزدیک نزدیک

                        آن قدر که دیگر نمی بینمت !

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 1:33 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


 

در جلسه مورخ ۲/۱۰/۱۳۸۶  قرار بود مجموعه شعرهای "علی باباچاهی "  مورد نقد و بازنگری قرار  گیرد

لذا به دلیل بررسی شعرهای شاعران ترک بالاخص ناظم حکمت ٬ اورهان ولی و ... در هفته های گذشته تغییراتی در برنامه به وجود آمد . به همین دلیل نقد و بازبینی مجموعه شعرهای "علی باباچاهی " به طور مشخص دو شعر زیر در تاریخ ۱۶/۱۰/۱۳۸۶ انجام می گیرد .

 

 

پيچِ8

غرقي اگر بودي در وسط دريا/ دود از سرت بلند‌مي شد

به باد شرطه‌مي گفتي: بلند شو! ديرم شده / وَ كمي بعد

دستگيرت‌مي شد كه:

چه جّرِثقيل / چه عزرائيل

چه فرو بروي/ چه نروي

و دريا براي تو فقط يك كلمه بود

شرطي نمي‌شدي از فرطِ هر چه كه بشنوي از كف و صدف دريا

شيهه‌ي اسب

يا كه وزوز زنبور را

يا شده اي يا كه‌مي شوي/ يا كه نه اصلا

پس بروم من

خون خروس را بچكانم به روي ساحلِ اي دل غافل

قارچ قرمز برويد از كف دستت

كلافه شوي

بپري از خواب كه:

اين تيله ماركج كجكي / خط خطكي‌مي كند خواب‌هاي مرا

نه! / به اضافه‌ي آري

به! / به اضافه‌ي خوب

گوشت/ وَ پوست/ وَ كمي استخوانِ با دلبري درآميخته

فروشي نيست!

هم فندكي كه خريده ام از زندانيان بند نمي‌دانم چند

هم اين كوزه‌ي كه دارد جان‌مي گيرد از تصويري كه

به تحرير من درآمده

بهانه گيري ام ازحلقه‌ي دست چپ ست نيست كه خوراك ماهي ها شد

دريا براي – جايِ همين طورغرق شدن هاست

كشتي‌هاي كاغذي از زود/ كمي زودتر

پستانكته از دست من افتاده در تهِ قبري كه براي خودم كنده ام

مي شنوم جيغ و ويغ تو را از تهِ گهواره‌اي كه به شكل تختخواب

از آب درآمده

نيستم آنقدرها عجول وگرنه كه بيرون نمي‌پريدم از ته سلولِ انفراديِ با تو

اقرار‌مي كنم كه شير شتر ديوانه اي خورده ام از دست مادرم

كه پدرت صد سال پيش تو را بر پشت آن

در رودخانه اي آتش زد كه اسم مرا روي آن گذاشته بودند

پاهاي شتري ام را قرض به هيچ آمدي پا به فراري نمي‌دهم

صندلي ام را چرا نگذارم نوك كوهي

بودي اگر/ غرقي اگر بودي

دود از سرت بلند نمي‌شد/ در وسط دريا؟

پيچِ 9

مخزني از / «من»ي از فولاد آتش گرفته

اول/ استخوان‌هاي مرا ريز ريز كرده

بعد / هلاك شدم از تشنگي!

مي چسبد آواز قمر ملوك / تا از آن سرِ چشمه بنوشم آب

فواره نمي‌زند در اتاق من بطري‌هايي كه زيرشان را روشن كرده ام

با قالب يخي از دوزخ

التماس نكن! از تا بوتم پايم را بيرون نمي‌گذارم تا از تشنگي

هلاك نشوم

چشمانم را بگذار كنارِ در بروم به تاريكيِ از نو عادت كنم از نو

بازي بازي قمار باز قهاري شدم

باختم از نو / يكي در ميان ستاره‌هاي هفت آسمان را

ماه نمي‌تابد از نو / با سگِ بي عوعو چه كنم؟

دو گرگ هار را مهار كرده ام كه بند كفش‌هاي مرا اگر كه نبندد هم

از برهوت بالا بروم/ التماس نكن!

با تشنگي از عصاره‌ي علفي برمي گردم كه طعم د’مِ مار‌مي دهد

من قطعه قطعه شوم وَ اسم افق را بگذارند مرتع سرسبز؟

گهواره ام را تكان ‌مي‌دهند و گورم را هم زمان نشان‌مي دهند

به زني كه هنوز دندان عقل در نياوره

و در زباله‌هاي‌هاي‌هاي به دنبال گوهري‌مي گردد

در صدفي كه: هلاك شدم از تشنگي

دريا را كه نمي‌شود از تو تزريق كرد در رگ‌هاي دست چپم.

خالي و پر‌مي شود اين ساحل از موج‌هاي ناطلبيده كه

سر به هوا‌مي كند آدم پا به لب گور را

سفت و سخت ببنديد بند كفش‌هاي مرا

من نمي‌خورم از گول طول و عرض اين همه وجد و همهمه را

وين همه را خط‌مي زنم ازفعلاتن بالا‌مي روم از مفتعلن فع

وز برهوتي كه ربطي به ملكوت ندارد

عاق گوش خر خرگوشي هم نمي‌شوم

با قولي كه ‌مي دهم از روي همين صندلي برقي

وين سند سنگي را با چكش و ميخ / امضا‌مي كنم

جلسه راس ساعت ۵/۴ در خانه هنرمندان واقع در پارک ایثارگران برگزار می گردد .

کانون آفرینش شعر اصفهان

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


 

شانزدهمین جلسه شورای کانون آفرینش شعر امروز دوشنبه 19/9/86 ساعت 5عصر با حضور تمامی اعضا در محل مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری برگزار گردید .

در این نشست با اعضای کانون جهت خوانش شعر در شب شعر پنج شنبه آخر ماه هماهنگی تلفنی صورت پذیرفت .

تهیه برنامه هفتگی دیماه ( برنامه جلسات یکشنبه و شب شعر) ، کامل کردن و بررسی گزارش جلسات کانون شعر و همچنین جمع آوری اشعار و مقالات شاعران و منتقدان برای نشریه حوزه هنری از دیگر موارد انجام شده در این جلسه بود .

این نشست در ساعت 18:30 به پایان رسید .

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


نظر به درخواست دوستان شاعر و هنرمند در جلسات کانون ها در صدد برآمدیم تا لیستی از کتابفروشی های مورد نیاز را به این عزیران معرفی نماییم :

شهر کتاب

www.bookcityiran.com

کتابفروشی ایران

www.iranbooks.com

کتاب فروشی ایران

www.iranbookshop.com

شرکت کتاب جهان

www.jahanbooks.com

کتاب رایانه

www.ketabnet.org.ir

بانک اطلاعات نشریات کشور

www.magiran.com

شبکه اطلاع رسانی دانا

www.dana.ir

مرکز اطلاعات عمران

www.omran.net

شبکه اطلاعات صنعتی ایران

www.iraniandustry.org

پایگاه اطلاع رسانی علمی صنعتی

www.isis-kh.com

موسسه فرهنگی اطلاع رسانی توانا

www.tavana.net

شبکه اطلاع رسانی جلفا

www.jolfa.com

شبکه اطلاع رسانی نیکان

www.nikan.net

کتابخانه ملی جمهوری اسلامی

www.nli.ir

کتابخانه دانشگاه بو علی سینا

www.basu.ac.ir/libraries/liboffc.htm

کتابخانه مرکزی دانشکده فنی دانشگاه شریف

www.sharif.ac.ir/~library

مجتمع ناشران الکترونیک

www.iiep.org

ایران کتاب

www.iranavigate.com

سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران

www.sokhan.com

سایت اختصاصی ناشران ایران

www.nasherin.com

انتشارات آسیا

www.nasherin.com

فروشگاه کتاب

www.iranfarhang.com

موتور جستجوی کتب منتشر شده

www.ketabnet.org.ir

دائره المعارف ایران

www.iranica.com

کتاب رایانه

www.ketabnet.org

انتشارات روزن

www.rowzan.com

انتشارات سروش

www.soroush.co.uk

فروشگاه مجازی

www.taviran.com

 

 کانون آفرینش شعر با همکاری مدیریت مرکز آفرینش های ادبی استان اصفهان

 

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


: درباره ما

شعر نامیدن بنیادین هستی و گوهر هر چیز است ... همه ی آن چیزهایی را آغاز می کند که زبان دیرتر طرح می نماید .
هایدگر

مرکز آفرینش های ادبی
حوزه ی هنری استان اصفهان


صفحه اصلي
نشاني الکترونيکي

پيوندهاي آشنا


آرشيو پيوندهاي روزانه


آرشيو

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386


پيوندها

آوای آزاد
نغمه داوود
فصل نامه ی تخصصی شعر (گوهران)
کانون آفرینش داستان
مجله شعر
حوزه هنری استان اصفهان
ادبکده (بانک ادبیات پارسی )
دیگران
مجله شعر در هنر نویسش
رواق
جن و پری
حافظ
کتابخانه اینترنتی تبیان
تازه های ادبی
شعر نو
عقل سرخ
انجمن مثنوی پژوهان جوان
سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران (سخن )
مجله ی داستان و شعر (قابیل )
مجموعه اشعار الکترونیک
راهنمای جامع پکینز برای تئوری های ادبی
مرجع جامع تئوری های ادبی
جستجوی کتاب و خرید کتاب
نشریه شاعران و نویسندگان
مقالات و آرشیو اطلاعاتی نویسندگان و شاعران
نکات و یادداشتهایی درباره زبان مدرن
زنان نویسنده
شعر معاصر عرب
ادبیات فارسی
شعر فارسی
شاهنامه فردوسی
حافظ: زندگی و گزیده آثار
مولانا
نیما یوشیج
نشریه ادبیات و شعر
فروغ
سهراب سپهری
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
خورنق (درنگ هایی در فرهنگ و هنر و اجتماع )
سخن
کانون آفرینش شعر 85
مجله ی ادبی پیاده رو
کتاب نیوز
نشر نارنجستان
شورای کتاب کودک
بانک اطلاعات فرهنگ و ادب کودکان ایران
Site Meter