تبليغاتX
کانون آفرینش شعر اصفهان

کانون آفرینش شعر اصفهان

شعر ، ادبيات و مسائل مربوطه

 

 

درجلسه ای که پنج شنبه ۲۳/۱۲/۱۳۸۶ توسط کانون آفرینش داستان و کانون آفرینش شعر در تالار سعدی حوزه هنری استان اصفهان برگزارگردید علاوه بر شعر خوانی اعضاء و داستان خوانی ، بخش هایی از برنامه هم اختصاص به اجرای موسیقی ، مقاله خوانی و تقدیر از اعضای فعال کانون ها که به نوعی  در ماههای گذشته  با مرکز آفرینش های ادبی همکاری داشته اند ، شد . 

  در اینجا جا دارد از مدیریت مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری استان اصفهان جناب آقای مردانیان همچنین معاونت مرکز آفرینش های ادبی جناب آقای طرقی  و کلیه عوامل مربوطه تقدیر و تشکر نماییم .امید که زحمات این عزیزان و عزیزانی که در عرصه های هنری فعالیت می کنند و  هنر را به معنای واقعی زنده نگه می دارند به نتیجه ای  مطلوب برسد.

سال نو را پیشاپیش تبریک عرض نموده و سالی سرشار از برکت  و کامیابی را از خداوند منان مسئلت می نماییم .

مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری استان اصفهان

                                                                               کانون آفرینش شعر امروز

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


 

 

باد نوروزي همي در بوستان بتگر شود
تا زصنعش هر درختي لعبتي ديگر شود
باغ همچون كلبه بزاز پرديبا شود
راغ همچون طبله عطار پرعنبر شود
روي بند هر زميني حله چيني شود
گوشوار هر درختي رشته گوهر شود
چون حجابي لعبتان خورشيد را بيني به ناز
گه برون آيد زميغ و گه به ميغ اندر شود
افسر سيمين فرو گيرد زسر كوه بلند
بازمينا چشم و زيبا روي و مشكين سر شود
(عنصری )

بهاریه

کانون آفرینش شعر و کانون آفرینش داستان حوزه هنری استان اصفهان برنامه ای را تحت عنوان "بهاریه" به مناسبت نزدیکی به نوروز باستانی و پیوستن دور سفره هفت سین  تدارک دیده اند که این ویژه برنامه پنج شنبه  ۲۳/۱۲/۱۳۸۶ ساعت ۵عصردر تالار سعدی واقع در خیابان سعدی با حضورجمعی از نویسندگان و شاعران استان اصفهان برگزارمی گردد .

 

 

حضور سبز شما را در واپسین تیک تاک های سال

چشم در راهیم

                                     

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


 

نکوداشت استاد "آزاد ماتیان "

 به گزارش روابط عمومی حوزه هنری اصفهان ، شامگاه دوشنبه 20 اسفند ماه نکوداشت استاد آزاد ماتیان مترجم شاعر و منتقد ادبی ارامنه در سالن سعدی حوزه هنری اصفهان برگزار شد.
در این مراسم پس از معرفی آثار ماتیان به عنوان یک مترجم، نقاش ، کارگردان تئاتر و شاعری با اشعاری اجتماعی در مورد انقلاب و جنگ ، وی به بیان مطالبی در مورد دو کتاب « غزلیات حافظ و رباعیات خیام » و ترجمه آن پرداخت. این جلسه با حضور اسقف بابگن چاریان، ورژدرماردیروسیان رئیس شورای خلیفه گری ارامنه اصفهان و جنوب ایران ، سید مهدی سیدین نیا رئیس حوزه هنری استان اصفهان ، دکتر اسلامی راسخ رئیس دانشکده ی زبان های خارجی دانشگاه اصفهان و جمعی از فرهنگیان و هنرمندان ارمنی و ایرانی برگزار شد.
آزاد ماتیان گفت : با توجه به اینکه کتاب حافظ پس از قرآن در میان مردم ایران ارزش و جایگاه خاصی را داراست به همین دلیل با ترجمه غزلیات این شاعر بنام سعی در سهیم کردن و آشنایی تمام ارامنه جهان با اشعار حافظ و رباعیات خیام کردم .
وی با اشاره به وجود ترجمه های دیگری از رباعیات خیام افزود: از قرن چهارم به بعد بسیاری از مترجمان رباعیات خیام را ترجمه کرده اند ولی با این وجود سعی کردم تا ترجمه ای جدید و شاعرانه و هنری به ارامنه ارائه دهم ، ترجمه اشعار خیام به دلیل زبان ساده و قالب رباعی بسیار ساده تر از اشعار حافظ بود.
مترجم و شاعر ارمنی در ادامه اظهار داشت: با آن که ترجمه های بی شماری از اشعار حافظ به ارمنی و زبان های زنده جهان وجود دارد ولی اشعار حافظ ترجمه ناپذیر هستند و چنانچه کسی زبان پارسی را بداند و اشعار این شاعر برجسته ایرانی را مطالعه نکند ظلم بزرگی به خویشتن روا داشته است.
وی با اشاره به ترجمه کتاب های فارسی به ارمنی تاکید کرد: این کتاب ها مخصوص ارامنه ای ترجمه شده است که با زبان فارسی آشنایی ندارند و یا خارج از ایران زندگی می کنند.
در ادامه این مراسم شا نظریان یکی از اعضای خلیفه گری ارامنه به بیان روابط تاریخی کشور ارمنستان و ایران اشاره کرد و افزود: این دو کشور از ابتدای تاریخ اجتماعی خویش با یکدیگر تعامل داشته اند چنان که این نزدیکی را در تاثیر پذیری فرهنگی نیز می توان به وضوح مشاهده کرد، زبان ارمنی میراث دار زبان پارسی به شمار می رود و چنین مساله ای را در ادبیات کشورها کمتر می توان دید.
وی با اشاره به داستان رستم و سهراب و خسرو و شیرین بیان داشت: این داستان ها را قبل از اینکه شاعران بزرگی مانند فردوسی و نظامی در آثار و نوشته های خود بیان کنند توسط مورخان ارمنی قرن ها پیش از آن روایت شده است.
شا نظریان خاطر نشان کرد: بسیاری از ارامنه ایرانی در طی سال ها به ترجمه آثار کلاسیک ایرانی مانند اشعار سعدی ، فرودسی و حتی اشعار شعرای جدیدی مانند شاملو پرداخته اند.
در پایان این مراسم با حضور سید مهدی سیدین نیا رئیس حوزه هنری اصفهان از استاد آزاد ماتیان به دلیل فعالیت های فرهنگی و ادبی تقدیر به عمل آمد.
از آثار انتشار یافته آزاد ماتیان « استاد زبان و ادبیات ارمنی دانشگاه اصفهان » می توان به کتب اشعار وی با نام های گلهای کویر، نغمه ی بی پایان و نقد کتاب چارنتس کیست؟ و ترجمه هایی مانند فغان نامه گرگوار، رباعیات خیام ، غزلیات حافظ اشاره کرد.
همچنین وی جوایز متعددی مانند کسب مدال طلای وزارت فرهنگ جمهوری ارمنستان به دلیل فعالیت های فرهنگی و اجتماعی ، کسب جایزه « گانتق» از انجمن نویسندگان ارمنستان به دلیل ترجمه فغان نامه گرگوار در کارنامه ادبی خود دارد.
گفتنی است این برنامه با عنوان « ارامنه و شعر پارسی» با حمایت و همکاری شورای خلیفه گری ارامنه اصفهان و جنوب ایران، انتشارات تحقیقات نظری ( ناشر کتاب های حافظ و خیام) ، مجموعه فرهنگی خانه کشیش و دانشگاه اصفهان برگزار شد.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


سوختن   / یارمحمد اسدپور  /

به علی مقیمی ، دبیر ادبیات من

کجای شب دل را روشن کنم

اکنون که چراغی خاموش ُ

بی آن که روشنا گردد

در دست دارم

تاریکی چیست ؟

روشنایی کدام است؟

خورشید

زخمی ی زخمی تیرهایی است

که از هاله ی خویش

به زمین زده است !

کجای این اتاق

حکایت مردانی را گفتیم

که زندگی نکرده بر یالهاشان

مهمیز می زنند !

این جا

اتاق من یا تو

خورشید من یا تو

بر روشنی هاش می بالد

و ستارگان

در انتظار وداع خورشید

کم کم رنگ می بازند

کجای این خاموشی را بگویم

یا بگریم.

 

 

مقاله ای از سعید مرادی درباره "یارمحمد اسدپور"

 

يار محمد روزگاري شكفته شد كه پژمردن مالياتي نداشت

 

در ميان شاعران شعر ناب ايران كمتر كسي است كه در پيدايش اين سبك ادبي تلاشهاي يارمحمد اسدپور را نداند.من قصد دفاع از يارمحمد را ندارم.اما دفاع از ادبيات و سير تحول يك سبك ادبي كه در شهر من «مسجدسليمان» پايه گذاري شده است و مطالبي كه بعضيها در مطبوعات به عناوين مختلف به چاپ رسانده اند دليلي بوده است براي نوشتن اين مقاله:

نمي دانم اصرارآنها براي معرفي كردن خود به عنوان باني موج ناب تا چه حد مي تواند اهميت داشته باشد اما....

 همه مي دانيم زماني كه يار محمد اسدپور در سال 1354براي نخستين بار شعر«پذيرفتم هيچ بهار،ارديبهشت هيجده سالگي ام را،نخواهد داشت»از كتاب «بر سينه سنگها،برسنگها نامها»را نوشت نطفه اينگونه سرودن هاَََََََََ بسته شد و زبان يارمحمداسدپور زوال نا پذير گرديد.

شعر ناب يارمحمد خود نيز نوعي شعر مدرن و آوانگارد است و تجربه هاي شعري او نتيجه حشرونشرهايي بوده است كه در برهه اي از حيات شاعرانه شان با هوشنگ چالنگي ،منوچهر آتشي،حقوقي و ديگران داشته است.

يارمحمد در فاصله سالهاي 1354 الي 1357 در تهران زندگي مي كرد و در اين سالها با بزرگان شعر ايران رفت وآمدهايي داشته است و همين تجربه اندوزي در تحول زبان شعري ايشان تاثير بسزايي داشته است.

زباني كه ابتدا حكايت از كوه،رود،گل،بلبل،زندگي عشايري و سرانجام نفت و طبقات محيط كارگري و فاصله طبقاتي را مشاهده مي نمايد.كه سرانجام اين ديدگاه به نوعي تراژدي و شعر دراماتيك مي انجامد . وقتي كه از يار محمد سؤال مي شود كه چگونه به سبك شعر ناب ايران رسيديد به واسطه روح متعالي كه دارد ميگويد:من تنها يكي از بنيانگذاران شعر ناب ايران هستم. يارمحمد تلقي ويژه ي خودش را از اشياء پيرامون دارد و از نظر آرايه هاي ادبي پيام در كمپوزيسيون شعري اش تجلي مي يابد. زنده ياد منوچهر آتشي در مجله تماشا در خصوص شعر يارمحمد مي نويسد:در شعر،اسدپور اگر اندكي جدي تر باشد جزء تك چهره هاي شعر امروز ايران خواهد شد.

يدالله رويايي درمورد يارمحمد مي نويسد :مجموعه اشعار«برسينه سنگها،برسنگها نامها»از بسياري از دفاتر شعري امروز ايران برتر است و با ديگر اشعار اين نسل قابل مقايسه نيست.

شعر يارمحمد شعر انديشه است كه با خواننده ارتباطي مخلصانه دارد.تركيبات،ايهام شعري در شعر او مي درخشد.پيچيدگي شعر يارمحمد در نيجه روح پيچيده اوست كه گاه آنچه به حس مي آيد به قلم نمي آيد.وي در سال 55‌ـ56 به دليلي كه ايشان بارها در دست نوشته هايش متذكر شده اند به واسطه نگرش عارفانه ايشان به شعر،به زندگي،به حقيقتي دست مي يازد كه زبان شعري اش را عوض مي كند و به نوعي سرودن مي رسد كه بعدها«منوچهرآتشي»عنوان موج ناب را روي آن مي گذارد.

سيدعلي صالحي در مجله فرداي ايران شماره 7 مهرماه 1360 مي نويسد:«يارمحمداسدپور در غلظت شبانه روزگاري شكفته شد كه پژمردن مالياتي نداشت.شكفتن او در شمول جاري اختناق بود،اما از خود سرود تا به ورايي وسيعتر رسيد و از همين روست كه اسدپور پرچم دار شاعران ولايت من مسجدسليمان است».همين شاعر در مجله دانش و فن شماره 56 مي نويسد:«در سال 51 در شب شعر شهر مسجدسليمان شركت كردم،يارمحمد اولين شعرم را براي آتشي فرستاد و آتشي استقبال كرد و دستم را گرفت و ديگر امان ندادم و همه صفحات ادبي مجلات را به رگبار بستم.»يار محمد در تنگاتنگ برخورد هاي سياسي،اجتماعي،همگام با مردمي كه او شاعرشان است به مقابله عليه استبداد قلم زد و قدم برداشت.بله،در اين پهناست،دسترنج اضطراب ها و غم ها و غمخواري هاي اجتماعي او و اين همان جان كلام شاعران موج ناب است كه باني و پرچمدار آنان با اولين دفتر شعر خود‌‌« بر سينه سنگها ،بر سنگها نامها»توانسته است آن سد هنر كليشه اي را شكسته و راهي و نقبي به سوي دريافتن سفارشهاي اجتماعي بيابد و بزند.در كيهان 25 شهريور 1376 يار محمد مي نويسد:«شعر مرور لحظه هاي شاهانه ي سنجيده بشري است وحس زيبايي بايد حس سپاسگونه بشري باشد»امروزه چه كسي است كه فارغ از زندگي پوشاك،مسكن،نياز به آرامش طلبي نداشته باشد.يا نياز به ديدن درخت و باران،چشمه اي،نسيم،خنكي نداشته باشد؟اين پديده هاي طبيعي بازتاب سزاواري در درون آدمي دارد و فرد را وادار به ستايش مي كند و اين حس ستايشگونه بشري متبلور در هنر علي الخصوص شعر مي گردد و حسي كه با اين مشخصه بر انگيخته مي شود در مقام نوشتاري آن به شعر «موج ناب»اطلاق مي گردد ،كه شاعر نياز به ابزاري دارد كه حس زيبايي را تبديل به واژه  و نيز واژه را تبديل به كلام و كلام را تبديل به شعر ناب كند،شاعرش گويي از خالق زيبايي ها تشكر مي كند و ناملايمات ،تلخكامي ها را هديه اي الهي مي داند و براي رشد اعتلاي خويش مي ازمايد. بنابراين بشر شاعري است كه گاه با بيان قلبي بي آنكه كنار اين تبسم ها وشگفتي ها،رنجها،شادي ها و غم ها شعري بنويسد و گاه به بر گرفتن غبار غمي از چهره اي،گفت و لطفي،كشت و كاري بسنده مي كند.و برخي هم به واسطه داشتن فرهنگ واژه گاني خويش دست به قلم برده و شعري مي نگارند.اين شعري كه با اين ويژگي هاي مطرح شده بيان مي دارد شعر ناب ناميده مي شود.گر چه در شعر ناب از نامهايي چون :سيروس رادمنش،سيد علي صالحي،هرمز عليپور،آريا آرياپور هم به سادگي نمي توان گذشت كه سهم بسزايي در پيدايش اين موج داشته اند.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


 

برنامه جلسات کانون شعر امروز در ماه های بهمن و اسفند   

 

 

یکشنبه

28 بهمن

    نقد و بررسی شعری از مجموعه ( طنین در دلتا )     " طاهره صفار زاده "

 

 

 

یکشنبه

5 اسفند ماه

خوانش و بررسی  شعری از

" محمود شجاعی"

 

 

یکشنبه

12 اسفندماه  

نقد و بررسی شعری از " یار محمد اسد پور "

 

 

یکشنبه

19 اسفند   

نقد وبررسی شعری از " نزار قبانی "  

 

پنجشنبه

23 اسفند ماه

شب شعر

 

جلسات هفتگی یکشنبه ها ساعت 30/4 بعد از ظهر در خانه هنرمندان

وجلسات شب شعر پنج شنبه ی آخر هر ماه ساعت 5 عصر در دانشگاه سوره

 برگزار می گردد .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


«طاهره صفار زاده» از جمله شاعرانى است که دوره هاى متعدد شعرى را تجربه کرده است. شاید اگر نگاهى دقیق و موشکافانه به دوران شاعرى او داشته باشیم نه تنها دوره هاى متعدد را در طول زمان، بلکه در هر دهه نیز مى توان شناسایى کرد. اما آنچه سبب شد «طاهره صفار زاده» به ویژه پس از انقلاب مورد توجه قرار بگیرد پیوند او با انقلاب و همسویى شعر هاى او با روحیه مذهبى مردم در آن دوره بود.

در یک برداشت کلى مى توان شعر صفار زاده را به سه دوره تقسیم کرد. سه دوره که اگرچه گاهى نزدیکى هایى با همدیگر دارند اما از بنیاد و اساس تفاوت هاى چشمگیرى بین آنها وجود دارد. حتى گاهى این تفاوت ها چنان بارز است که احساس مى شود یا شاعر آنها با هم فرق مى کند.

دوره اول از ابتداى مطرح شدن او به عنوان شاعر- با کتاب رهگذر مهتاب در سال ۴۱- آغاز مى شود و تا قبل از انتشار کتاب «سفر پنجم» ادامه مى یابد.«صفار زاده» به مانند تمام شاعران هم نسل خود با وزن و قافیه و شعر کلاسیک کار خود را آغاز کرد و اندکى بعد هم مجذوب شعر نیمایى شد.در این زمان آنچه در شعر صفار زاده وجود دارد، تجربه هاى فردى و احساساتى جوانى است که هنوز به هیچ چیز به صورت جدى نگاه نمى کند.

در این زمان شعر صفار زاده نه تنها با دیگر هم نسلان خود تفاوت محسوسى ندارد، بلکه از فضاى اجتماعى و فرهنگى زمان خود نیز به شدت متاثر است. فضاهاى عاشقانه، احساس تباهى نسبت به محیط اطراف ، رنج هاى شاعرانه و... در این دوره حتى گاهى او را از شاعران زمان خود نیز متاثر مى بینیم. در برخى از شعر ها فروغ فرخزاد تاثیر جدى بر شعر او گذاشته و او با ذهن و زبانى شعر نوشته که فروغ آن را خلق کرده و از آن استفاده مى کرد. البته در این دوره هم از شعر او نشانه هایى از اعتراض به شرایط فرهنگى جامعه در آن زمان و یا ابراز احساسات عدالت جویانه به چشم مى خورد.

گذر «صفار زاده» از شعر نیمایى به شعر بى وزن یکى از بزرگ ترین پیشرفت هاى او محسوب مى شد و او در شعرى بى وزن بود که توانست به زبانى مستقل دست پیدا کند. زبانى ساده بدون آرایه هاى لفظى. این زبان بزرگ ترین کمک را به شعر «صفار زاده» کرد. او با استفاده از این زبان مى توانست آنچه را که در ذهن دارد به سادگى به شعر تبدیل کند.

زبان او سادگى و جسارت خاصى را داشت. شاعر با توسل به این زبان نه تنها توانست از تقید هاى وزن و آهنگ کلام رهایى یابد بلکه قالب درستى براى بیان اندیشه یافت. همین سادگى زبان براى او زمینه اى شد تا به راحتى بتواند شعر هاى بلندش را بنویسد. شعر هاى بلند براى «طاهره صفار زاده» مجالى بود تا بتواند در شعر به اندیشه دست یابد و بدون تاثیرپذیرى از دیگران مفاهیم خاص ذهنى اش را خلق کند. در این مرحله آرام آرام شعر او از کلام یک شاعر احساساتى فاصله مى گیرد و او فرصتى مى یابد که مفاهیم جدیدى را خلق کند.

برخى از این شعر ها بسیار درخشان است، به ویژه آنکه زبان مناسب با منطق شاعرانه به پیوستگى مناسبى رسیده و دقیقاً آنچه خلق شده شاعرانه است. شاید حتى بتوان گفت که برخى از این شعر ها نمونه هاى بسیار خوبى براى شعر بى وزن فارسى در دهه ۴۰ محسوب مى شوند.

ذهن «صفار زاده» در این نوع شعر ها، ذهنى پرسشگر و جست وجوگر است. او زمانى که به سراغ فرهنگ اروپایى یا آمریکایى و یا حتى فرهنگ هندى مى رود، داراى ذهنى کنجکاو است که سعى در جست وجوى مفاهیم دارد. او سعى دارد هر پدیده اى را به گونه اى دیگر ببیند و هر مولفه اى را به زبان شاعرانه توضیح دهد. در میان احساسات و بیان شاعرانه او نیز گاهى درمى یابیم که شاعر دچار سرگشتگى است، نمى تواند شکل واحدى را انتخاب کند و حتى نمى تواند از سوژه واحدى صحبت کند. براى همین شعر هاى بلند مى نویسد که بتواند دائماً تغییر مسیر داده و در یک شعر موضوعات متعددى را وارد کند.

آنچه در شعر او هنوز به چشم مى خورد روحیه روشنفکرى است که از فضاى روشنفکرى جهان در آن سال ها تاثیر مى پذیرد. شاعر با آنچه در ذهن او وارد شده و آنچه که مطالعه کرده و خوانده در یک کشمکش ذهنى به سر مى برد. نه مى توان گفت فضاى ذهنى غربى را کاملاً مى پذیرد و نه مى توان گفت طرح اندازى جدیدى بر اساس شخصیت و نگاه خود به جهان دارد. گویى راه گریزى براى او جود ندارد جز آنکه هر چه را دیده و یا تجربه کرده به زبان شعر بیان دارد.اینگونه شعر هاى «صفار زاده» تا پایان کتاب «طنین در ولتا» ادامه پیدا مى کند.

البته در این میان نباید ادامه تحصیل او در خارج از کشور را فراموش کرد چرا که برخورد او با جهان غرب و زندگى در آمریکا تاثیراتى را بر شعر او دارد که انکار ناپذیر است. شاعر در اینجا به پلى مبدل مى شود که آنچه در جهان بیرون از او وجود دارد را به شعر منتقل کند.بنابراین مثلثى شکل مى گیرد که یک ضلع آن شاعر است و ضلع دیگر جهان پیرامون او. ضلع سوم یعنى شعر کامل کننده این وضعیت است و جایى است که شاعر خودش را در پیوند با جهان خارج احساس مى کند.


«سفر پنجم» حلقه ارتباطى است بین دو تجربه متفاوت شعر. در کتاب «سفر پنجم»، «صفار زاده» آرام آرام شرایطى را در شعر تجربه مى کند که بتواند به یک شخصیت منسجم دست پیدا کند. شخصیتى که صرفاً مصرف کننده فکر نیست بلکه تولید کننده اندیشه است و اندیشه اى را استفاده مى کند که از رابطه او با شعر حاصل شده است.

او در «سفر پنجم» سعى مى کند مفاهیم را به سمت بومى شدن و سرزمینى شدن سوق دهد.در اینجا است که او به جاى آنکه از «مظاهر تمدن غربى» در شعر استفاده کند به سراغ مظاهر مذهبى _ دینى مى رود. در واقع چرخش او در همه زمینه ها است. هم اسطوره هاى ذهنى شاعر را در بر مى گیرد و هم دایره واژگانش را و در نهایت مفاهیمى که مى خواهد به آنها برسد اما همان طور که اشاره شد سفر پنجم صرفاً نقش یک حلقه ارتباطى را دارد.«صفارزاده» هر چه به مفاهیم ساده بومى نزدیک مى شود ناچار است ساختار و ساختمان شعر را به همان اندازه ساده کند چرا که مخاطبان او هم آرام آرام عوض مى شوند.

مرحله دوم شعر او اغلب افراد ساده جامعه مخاطب قرار مى گیرند. او مى خواهد حرف هایى بزند که دیگر از پیچیدگى خاصى برخوردار نیستند بلکه معنا و مفهوم ساده اى را مى رسانند.

«
سفر سلمان» که کتاب با آن آغاز مى شود شعر ى است بلند که البته مختصات آن با شعر هاى بلند قبلى او متفاوت است. «سفر سلمان» شکلى روایى دارد .

در این مرحله جاى هر سطر و هر کلمه مشخص است و شاعر قصد دارد از کنار هم چیدن این پازل به یک مفهوم مشخص برسد. مفهوم مشخصى که از قبل در ذهن او وجود داشته است.

در «سفر پنجم» صفارزاده نشان مى دهد که تغییرات عمیق و وسیعى در آثار بعدى او به وجود خواهد آمد. تغییراتى که شعر را یکسر متفاوت از آثار گذشته مى کند.

«
سفر پنجم» براى نخستین بار در سال (۵۶) منتشر شد. درآن سال هنوز تعداد نویسندگان و شاعرانى که بتوان گفت به ادبیات متعهد گرایش دارند چندان زیاد نبود. عده آنها بسیار کم و اغلب به صورت کاملاً فردگرا و جداى از هم کار مى کردند.

در این دوره «صفارزاده» زیربناى شعرى خود را به عنوان یک شاعر انقلابى _ اسلامى ساختارسازى کرد. از این جا به بعد او شعر انقلابى خود را آغاز کرد. این شعر ویژگى هاى خاص خود را داشت که با کل دوران شاعرى او کاملاً متفاوت بود. شعر در شرایط انقلابى دیگر نمى تواند از پیچیدگى برخوردار باشد .البته در این شعر هم شور و نشاط تازه اى وجود داشت و هم بى پروا و گستاخ. این ویژگى هایى که شعر انقلابى را مى سازد اغلب شعر را از ادبیات دور مى کند و به سمت یک اسلحه یا وسیله مبارزه مى برد. «صفارزاده» که در سفر پنجم آرام آرام راهى را تجربه مى کرد که از شعر گذشته فاصله بگیرد و سعى مى کرد شعرش محصول اندیشه و تفکر خود باشد این ژرف نگرى و تفکر در شعر را رها مى کند و تا حدودى هیجان زده مى نویسد.

از این جهت بیشتر مى توان شعر این سال هاى او را با اوایل دوران شاعرى او مقایسه کرد. شاید به همین دلیل احساسى بودن و هیجان زده شدن شعر است که برخى از اولین شعرهاى او نظیر «کودک قرن» به شعرهاى انقلابى او نزدیک مى شود همانندى بسیارى پیدا مى کند.

او از این طریق به موفقیت در عامه مردم مى رسد چرا که آنچه مردم مى توانند با آن ارتباط برقرار کنند فضاى شعرى است که حلقه هاى ارتباطى با شعر کلاسیک داشته باشد و صنایع لفظى نه تنها حلقه هاى ارتباط با شعر کلاسیک است بلکه همچون وزن، مردم به شکل علامت آن را همراه ضرورى شعر مى دانند.

مسئله در اینجا است که شرایط انقلابى به سرعت ایجاد مى شود و با سرعت بسیار زیادى زبان و ادبیت زبانى خاص خود را خلق مى کند. اما این زبان به بخش کوتاهى از تاریخ مربوط مى شود و با تغییر آن شرایط زبان هم به سرعت تغییر مى کند. در نتیجه ادبیات این دوران داراى تنهایى مى شود. در این میان شاعرانى که با فاصله گرفتن از زبان و کلمات ویژه انقلاب و پرداختن به مفاهیم انقلاب شعر مى سرایند طبیعتاً شعرشان کمتر دچار فراموشى مى شود.

دوره سوم شعر «صفارزاده» پس از شرایط هیجانى انقلاب شکل دیگری مى گیرد. زمانى که انقلاب پایان یافته و هیجان ها فروکش کرده است. شاعر مى تواند بیشتر به شعر خود فکر کند. فرصت بیشترى دارد که آن را ویرایش کند و از افتادن به دام فضاهاى کلاسیک پرهیز کند.


در دوره سوم مفاهیم دینى و اخلاقى را گزارش مى کند.اما این را هم باید اضافه کرد که بیان او با دوره پیش فرق چشمگیرى دارد او بسیارى از شعرها را با دقت و وسواس زیاد مى نویسد دیگر دچار هیجان و احساس نیست و از تکنیک هایى که قبلاً در شعر بهره مى گرفت دوباره استفاده مى کند.

صفارزاده در دوره سوم شاعرى خود به نوعى آرامش مى رسد نه بى قرارى هاى دوره اول را دارد و نه هیجانات و احساس گرایى دوره دوم را. او در این دوره بیش از هر چیز به خود این اجازه را مى دهد که منطقى باشد. با مسائل به گونه اى برخورد مى کند که آنها وجود دارند.

صفارزاده از جمله شاعرانى است که توانست در همان آغاز شاعرى به زبان خاص خود برسد. به وجود آمدن یک زبان که تحت تاثیر کسى نباشد کمک بسیارى به او کرد، تا بتواند شاعرى مستقل باقى بماند و به دنبال مسائل دیگرى در شعر باشد.

صفارزاده با تکیه بر زبان خود سه دوره شعرى را براساس جست وجوى مفاهیم سپرى کرد. شاید اگر او داراى زبان ویژه اى نبود و مشکل به دست آوردن زبان را داشت، این همه فرصت براى پرداختن به مفاهیم را نداشت.

......................................................................................................................................

جلسه کانون شعر امروز در آخرین یکشنبه بهمن ماه با حضور 18 نفر از اعضای این کانون از ساعت 45/4 تا 30/6 در محل خانه هنرمندان برگزار شد.

این جلسه به نقد وبررسی شعر بادبادک ها از مجموعه طنین در دلتای طاهره صفار زاده اختصاص داشت. در ابتدای این جلسه اعضا به توضیح تکنیک کالو گرام( کانگریت) و بررسی آن در این مجموعه شعر صفارزاده پرداختند. در این مورد همچنین فرم گرافیکی چند سطر پایانی شعر بادبادک ها و ارتباط آن با نشانه ها ی اثر مورد نقد وبررسی قرار گرفت.

روابط جانشینی وهم نشینی نشانه ها در این شعر، دورن مایه اجتماعی آن ، مقایسه این اثر با دیگر شعر های این مجموعه و آثار صفار زاده پس از دهه 70 از دیگر موارد بحث در این جلسه بود.

پر حرفی شاعر در این اثر و ظهور گزاره های اضافی از دیگر نکات مورد انتقاد بود.

این جلسه با شعر خوانی اعضا پایان یافت.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط کانون آفرینش شعر حوزه هنری استان اصفهان |


: درباره ما

شعر نامیدن بنیادین هستی و گوهر هر چیز است ... همه ی آن چیزهایی را آغاز می کند که زبان دیرتر طرح می نماید .
هایدگر

مرکز آفرینش های ادبی
حوزه ی هنری استان اصفهان


صفحه اصلي
نشاني الکترونيکي

پيوندهاي آشنا


آرشيو پيوندهاي روزانه


آرشيو

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386


پيوندها

آوای آزاد
نغمه داوود
فصل نامه ی تخصصی شعر (گوهران)
کانون آفرینش داستان
مجله شعر
حوزه هنری استان اصفهان
ادبکده (بانک ادبیات پارسی )
دیگران
مجله شعر در هنر نویسش
رواق
جن و پری
حافظ
کتابخانه اینترنتی تبیان
تازه های ادبی
شعر نو
عقل سرخ
انجمن مثنوی پژوهان جوان
سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران (سخن )
مجله ی داستان و شعر (قابیل )
مجموعه اشعار الکترونیک
راهنمای جامع پکینز برای تئوری های ادبی
مرجع جامع تئوری های ادبی
جستجوی کتاب و خرید کتاب
نشریه شاعران و نویسندگان
مقالات و آرشیو اطلاعاتی نویسندگان و شاعران
نکات و یادداشتهایی درباره زبان مدرن
زنان نویسنده
شعر معاصر عرب
ادبیات فارسی
شعر فارسی
شاهنامه فردوسی
حافظ: زندگی و گزیده آثار
مولانا
نیما یوشیج
نشریه ادبیات و شعر
فروغ
سهراب سپهری
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
خورنق (درنگ هایی در فرهنگ و هنر و اجتماع )
سخن
کانون آفرینش شعر 85
مجله ی ادبی پیاده رو
کتاب نیوز
نشر نارنجستان
شورای کتاب کودک
بانک اطلاعات فرهنگ و ادب کودکان ایران
Site Meter